آرشیو برای: "شهریور 1398, 03"

یادت نرود....

آقا دعا فرما ...

فریاد رَس

✍️یکی از طلّاب مازندران نقل میکرد: بعد از تعطیلات درسی حوزه عازم گرگان شدیم. در گرگان بعد از پیاده شدن، زن و بچه و وسایل همراه را به پیاده رو بردم و به انتظار ماشین بودیم که ما را به روستا برساند. در همین هنگام ماشینی جلوی ما توقف نموده و یکی از… بیشتر »

شهید علی اندرزگو

آن موقع من ۱۶ سال، و ایشان حدود ۲۹ سال داشتند. قرار شد با خانواده‌ام به منزل آقای موسوی در اختیاریه برویم تا او را ببینیم. در آن جا او گوشه‌ای نشسته بود. من چای بردم، ولی از سر حجب و حیا نه من ایشان را توانستم ببینم و نه او مرا. فقط موقعی که از خانه… بیشتر »

عکس

نگاهی به زندگی نامه شهید محمود صارمی

«هفدهم مردادماه سال۷۷؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری: مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه… بیشتر »

شعر

خوشا آن روزگــــــــــــــار وصل… خوشا آن لحظه مــــــــــوعــــــــــود… خوشا آن قامت رعنای ایمان ‌، ترجمان وحی … کنار کعبه بیت الله …  خوشا هنگام گردش گرد کعبه در کنار تو مقــــام و حکم و حـــــجرو باد را دیدن ، به گردت گشتن و… بیشتر »

خدا کند که بیایی

نـــوای نای نیستان، خدا کند که بیــایی ضمیر روشـــن باران، خدا کند که بیــایی طلوع قــدر سپیدی، بلوغ سبــز رهــایی معاد رویــش انسان، خدا کند که بیـــایی به انهــدام سیــاهی، به انهــدام جهالت سفیــر ناشــر قـرآن، خـدا کند که بیـایی نمـــاز خالص عشقــی،… بیشتر »