حکومت مهدوی و گسترش رحمت محمدی

در آن هنگام که خداوند رحیم، بهترین انسان تمام تاریخ را به رسالت مبعوث نمود، فلسفه رسالتش را اینگونه تبیین فرمود که: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ؛1 ما تو را به رسالت برنگزیدیم مگر برای رحمت بر جهانیان». حضرت محمد(صلي الله عليه وآله و سلم )، نیز تمام مأموریتش را بر پایه رحمت فراگیر بر تمام عالمیان قرار داد و مهر و قهر او در تمام مدت پیامبریش، جلوه هایی از نگاه رحیمانه او بر انسان بود .

آن وجود آسمانی و مقدس، تمام تلاش خویش را برای گسترش رحمت و مهربانی در سراسر دنیا، به کار برد؛ و اگرچه دشمنی و کینه توزی های دشمنان و جهل مردمان، مانع از تحقق جهانی آن شد، ولی این مأموریت بر زمین نماند. ائمه معصوم(علیهم السلام)، نیز یکی پس از دیگری، در این جهت سعی و کوشش بی نظیری نمودند و البته اشاعه کامل آن توسط فرزند امام حسن عسکری(عليه السلام )، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)  بشارت داده شده است:

«اُکمِل ذلک بِابْنِه م ح م د رحمةً لِلعالمَین».2 خداوند متعال در تعظیم مقام حضرت ختمی مرتبت(صلي الله عليه وآله وسلم )، فرمود: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة؛3 به درستی که رسول خدا برای شما الگوی خوبی است» و همگان را به تأسی از پیغمبر اسلام فرا خواند. یک جلوه آن، پیروی از صفت مهربانی و رأفت پیامبر عظیم الشأن است. فرزندان معصوم و امامان پس از وی، سزاوارترین افراد به تأسی به این ویژگی رسول الله(صلي الله عليه و آله و سلم )، بودند؛ از این جهت، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)،

نیز بهترین نمونه کسانی است که به صورت کامل در این خصلت به حضرتش اقتدا نموده اند ؛ به گونه ای که خود، مظهر صفت رحمة للعالمین گشته و گسترة رحمت وی در عصر غیبت و به ویژه در زمانه ظهور، جهان شمول خواهد بود، چنانکه در زیارت آل یاسین، خطاب به ایشان میخوانیم: السلام علیک ایها الرّحمةُ الواسعة . » 4 اگر او در زمانه غیبت و غربت، دستان پر مهر و آغوش گرمش همچون پدری دلسوز، برای همگان گسترده است، در هنگامه ظهور که اسباب و ابزار در اختیارش قرار خواهد گرفت، وسعت رحمتش چقدر خواهد بود؟

آن امام غائب از نظر،کسی است که «همچون رسول الله(ص)، عمل خوهد نمود»5 و با خُلق و خوی محمدی، چنان با جهانیان برخورد می کند که به فرمایش حضرت رسول ( صلي الله و عليه و آله و سلم )، «مردم مثل زنبور هایی که پیرامون امیر خود هستند گردا گرد او خواهند بود . » 6

و این شتاب مردم به سوی آن امام همام، خود، دلیل وسعت مهربانی وی است. چنانکه در وصف او آمده: «المهدیٌّ جوادٌ بالمالِ، رحیمٌ بِالمساکِینَ».7

در قسمتی از بیان نورانی امام رضا(عليه السلام  )که دربارة ویژگی های ممتاز امامان معصوم صادر شده چنین سخن رفته است

 

که: «امام، ابری است بارنده؛ بارانی است سرشار؛ آفتابی است فروزان و آسمانی است سایه بخش او زمینی گسترده، چشمه و برکه ای جوشنده و باغی پر محصول است. امام، انیس، همراه، پدری مهربان، برادری دلسوز و همچون مادری است خوش سلوک با فرزند کوچکش؛ که در پیشامدهای بد، پناهگاه بندگان خواهد بود».8

این بشارتها، نویدی است بر آنکه در روزی که آن روز، دیر نباشد فرزند رسول اکرم(ص)، که هم نام اوست، وصف «رحمةللعالمین» وی را به تمام و کمال، بر سراسر جهان، گسترده خواهد کرد و عطر دل انگیز رحمت محمدی را به شامه همه عالمیان خواهد رساند .

ــــــــــــــــــــــــ

انبیا/7.1

کافی، ج1، ص527.2

احزاب/21. 3

بحار الانوار، ج53، ص171.4

غیبت نعمانی، ص230.5

العدد القویة، ص90.6

بشارة المصطفی، ص207.7

کافی، ج2، ص123.8

rasekhoon.net

 

عرشيان فرش نشين

زندگی نامه

در آخرین روزهای زمستان، یعنی روز بیست و چهارم اسفند 1324 هجری شمسی، در شهر مقدس قم و در خانة فقیهی وارسته و مجاهدی نستوه و مخلص به نام حاج آقا روح اللّه که بعدها به امام خمینی (رحمه الله) معروف شد نوزادی دیده به جهان گشود که نام او را احمد نهادند. دغدغه دین از حرارت نوای اذان و اقامه خمینی کبیر به جان احمد نشست و مادرش، با شیرة جان خویش، صبر و استقامت را به روحش تزریق کرد .

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی( رحمه الله) پس از اتمام دوره ابتدایی، در رشته طبیعی از دبیرستان حکیم نظامی قم ، دیپلم گرفت. پس از اخذ دیپلم، چهار بار به عراق مسافرت کرد و در یکی از سفرها، دروس حوزوی خود را در نجف اشرف شروع نمود و همان جا به دست مبارک پدر، مفتخر به لباس مقدّس روحانیت شد و بعد از آن، به قم

قم بازگشت و ادامه تحصیل داد. ایشان دروس سطح را در محضر اساتیدی چون صادقی، محمد فاضل و سلطانی به پایان برد و دروس خارج را در قم و نجف، نزد حضرات آیات، موسی زنجانی و حائری در قم و نیز امام و برادر بزرگوارش مرحوم آقا مصطفی خمینی ادامه داد. ایشان، همچنین در جلسات درس استاد شهید مرتضی مطهری شرکت می کرد .

مرحوم سید احمد خمینی بعد از قیام 15 خرداد 1342 و تبعید حضرت امام(رحمه الله) به ترکیه و سپس عراق، در حالی که هجده سال بیشتر نداشت، وارد جریانات سیاسی و انقلابی شد و به عنوان حلقه ارتباطی میان مبارزان انقلابی و امام راحل، نقش مهمی را ایفا کرد. دریافت اعلامیه های امام از نجف، تکثیر آن در قم و پخش گسترده آن در سطح کشور، تنها گوشه ای از اقدامات مهم ایشان در آن روزهای پرمخاطره است. اسناد سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاهنشاهی نشان می دهد که تلاش های بی وقفه حاج 

سید احمد در جهت برقراری ارتباط میان رهبری نهضت و انقلابیون، ساواک را بر آن داشت تا برای تخریب چهرة وی، اقدام به پخش شایعاتی مبنی بر ارتباط امام خمینی و پسرانش با مقامات دولتی رژیم شاهنشاهی کنند؛ شاید که ذهنیت مبارزان، نسبت به این خانواده مشوش شود؛ اما هرگز موفق نشدند .

حاج احمد و انقلاب

با اینکه حاج احمد آقا، سال های متمادی در محضر اساتید، تلمّذ و شاگردی می کرد ولی هنوز روح تشنه اش، از کوثر زلال علم و دانش سیراب نشده بود که در برابر مسئله مهم تری قرار گرفت و آن، اوج گیری جریانات سیاسی و انقلاب بود. وی در این باره چنین می گوید: «با آنکه از لحظه ها استفاده می کنم تا در مواقعی که از کارهای سیاسی و اجتماعی فارغ می شوم، به مطالعه، بحث و تفکر در علوم مورد علاقه ام بپردازم ولی بیشتر اوقاتم صرف کارهای سیاسی و اجتماعی می شود. ترجیح می دهم لحظات عمرم را در خدمت امام عزیز، چون خدمتگزاری صادق و حلقه به گوش باشم و درد جانسوز دوری از مطالعه را به جان خریدار . »  

غروب مهر

حاج احمد آقا، در اواخر عمر خود، به روستایی در حواشی قم رفت و در خانه ای کاهگلی، سه ماه را با کتاب «اربعین» امام(رحمه الله) گذراند؛ چرا که از عارفی شنیده بود که چند ماه بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده است و او می خواست از همین اوقات، بهترین آمادگی ها رابرای دیدار یارفراهم کند .مرحوم سید احمد خمینی در شبِ 23 اسفندماه 1373 بعد از فعالیت های روزمره، به خواب شبانه رفت؛ ولی دیگر برنخاست . زمانی که پزشکان بر بالین ایشان حاضر شدند ،  

 

ساعتی از ایست قلبی او می گذشت و چون خون به مغز نرسیده بود، ایشان دچار مرگ مغزی شده بودند . اگرچه در اثر تلاش پزشکان، قلب ایشان به کار افتاد و ضربان آن به حالت طبیعی برگشت ولی اعمال حیاتی مغز از سرگرفته نشد و سرانجام، در روز 26 اسفند ماه 1373، ضربان قلب ایشان نیز متوقف گشت و یادگار امام، به سوی پدر گرامی اش پرکشید .

مورد تأیید امام(رحمه الله )

امام راحل در زمان حیات خود، فارغ از رابطه پدر و فرزندی در پیامی درباره حاج احمد آقا، چنین شهادت داد: «اینجانب در پیشگاه مقدس حق، شهادت می دهم که احمد از اول انقلاب تاکنون و از پیش از انقلاب، در زمانی که وارد این نوع مسائل سیاسی شده است، از او رفتار یا گفتاری که برخلاف ایدة انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیدم. او در تمام مراحل، از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک کار من بوده است و خود نیز می گفت، از زمانی که خود را شناخته، لحظه ای از خدمت به آرمان های امام سر باز نزده است . »  

نامیِ گمنام

سیداحمد خمینی(رحمه الله) اهل سازش با کسی نبود و با صراحت، آنچه در راستای اهداف بلند و آسمانی وی نبود، طرد می کرد. موقعیت ایشان، بسیاری از احزاب را بر آن داشت که وی را جزء گروه و تشکّل خویش معرفی کنند، ولی ایشان با تیزبینی و درایت خاص خویش، به صراحت اعلام می کرد که جزء هیچ دسته و گروهی نیست. از این جهت، گروه هایی که ایشان را جزو خویش نمی دیدند، از وی رنجیده خاطر می شدند و چه اتهاماتی که نثار آن دريادل نمی کردند؛ اما شگفت آنکه او هرگز لب به شکوه نگشود و از خود دفاعی نكرد؛ بلكه به 

عکس، حتی در نوشته ای اعلام کردند: «که این جانب، راضی نیستم این نامه هایی را که حضرت امام راحل(رحمه الله) در دفاع از مظلومیت من نوشته اند، [در کتاب ها] بیاورید . »

زهد و پارسایی

از او که حقیقتاً «آقازاده» و «امام زاده» بود ما تَرَک و ارثی باقی نماند و این، از بند هفتم وصیت نامه اش روشن است: «من شخصاً در هیچ بانک و مؤسسه ای یا شرکتی و از این قبیل، وجهی ندارم و اگر مختصر پولی در بانک تعاون اسلامی دارم، شهریه های مراجع بزرگوار قم است که باید صرف فقراء گردد». البته از پدری همچون امام رحمه الله، عجیب نیست که چنین فرزندی را در زهد و سادگی تربیت کند؛ که مثل خود او دار و ندارش را به پای مردم و نهضت و کشور بریزد و هیچ اندوختة مادی فراهم نکند .

احمد آقا، وقف انقلاب

حاج احمد آقا(رحمه الله) خود را وقف انقلاب و امام کرده بود. در تأیید این ادعا؛ همین جمله از امام راحل کافی است که به حاج احمد فرمودند: «تو شب و روزت را وقف کرده ای و برای اسلام و انقلاب کار می کنی». به گفته شاهدان عینی، تراکم کارها و فعالیت های احمد آقا در نوفل لوشاتو به حدّی بود که چندین بار به بستر بیماری افتاد. البته خود ایشان، کارهای خویش را خیلی کوچک می شمرد و خود را کوچک ترین فرد احساس می کرد؛ در حالی که برای حفظ سلامت امام و مداوای بیماری قلب آن نازنین، گاه آن چنان 

خود را فراموش می کرد که نقل کرده اند حضرت امام در بستر بیماری، خطاب به پزشکانی که به بالینش آمده بودند فرموده بود: اول احمد را دریابید که او به مراقبت نیازمندتر از من است . » 

هم او بود که پس از شهادت برادرش، مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی(رحمه الله) در آن شرایط سخت، یار و غمخوار امام بود و تلاش می کرد که ضربه و فشار کمتری به امام رحمه الله و اصحاب او وارد آید. خود او می گفت: «به جای این که به درس و مباحث علمی برسم، ترجیح می دهم خود را قربانی انقلاب، امام و مردم کنم و سپر دردها و رنج های امام باشم .

تیزبینی و آینده نگری

در ماجرای تبعید امام(رحمه الله) از نجف به بصره به قصد کویت، در آن بیابان خشک و برهوت که امام، جز خدا پشتیبانی نداشت، حاج احمد آقا بود که پروانه وار به دور شمع وجود امام خمینی(رحمه الله) می چرخید و هم او بود که با تیزبینی خاص خویش، پیشنهاد مهاجرت به فرانسه را به امام داد و باعث شد که صدای مظلومیت مردم ایران و امام، در دل اروپا طنین انداز شود. بازگشت امام از پاریس به تهران نیز، آن هم در آن ایام سرنوشت ساز دهه فجر، پیشنهاد به جا و سرنوشت ساز احمد آقا بود که آن سفر تاریخی را تبدیل به نقطه عطفی در دوران انقلاب و پیروزی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرد .

حفاظت از امام(رحمه الله )

نقش مرحوم حاج احمد آقا خمینی در حفاظت هوشمندانه و مدبّرانه از

وجود نازنین بزرگْ معمار انقلاب، حضرت امام، فراموش ناشدنی است؛ آن هم در آن مدت طولانی و با وجود توطئه ها و نقشه های شوم دشمنان و بدخواهان انقلاب که حتی به خردسالان هم رحم نمی کردند و برای نابود کردن انقلاب و خشکاندن ریشة آن، حاضر به هر گونه اقدام جنایتکارانه بودند .

با در نظر گرفتن محل خانة حضرت امام که در محله ای معمولی قرار داشت و با توجه به روحیه ایشان، مبنی بر تماس مداوم با مردم، اهمیت نقش احمد آقا در حفاظت از جان امام بارزتر می شود؛ چرا که ایشان با ایجاد تشکیلات منسجم امنیتی و با توجه به همه جوانب ، این کار خطیر را بر عهده داشتند و به نحو احسن نیز از عهده این مسئولیت مهم و حساس برآمدند .

پرستاری و مراقبت از پدر

حضرت امام خمینی(رحمه الله) به دلیل بیماری و کهولت سن، نیاز به مراقبت همیشگی داشتند و احمد آقا، بهترین گزینه برای این امر خطیر بود. رساترین کلام در مورد ایثار احمد آقا را باید از زبان رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت اللّه خامنه ای شنید که می فرماید: «بی شک سلامت و توان جسمی و قدرت کاری آن قائد عظیم الشأن، در دوران پرمخاطرة ده ساله، با وجود کهولت سن و بیماری قلبی، در میان عوامل و اسباب عادی، از همه بیشتر به ابتکار و مراقبت و پی گیری دلسوزانة این فرزند مهربان وابسته بود. ملت ایران از این بابت بسی مدیون این عزیز فقید است . »

  کوچکترین قدمی، علیه رهبری بر ندارید

 

 

سید احمد خمینی در سخنانی در سال ۱۳۶۹ با نام بردن از حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان شاگرد حضرت امام خمینی(رحمه الله) و بیان این که هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد، رهبری نظام را از اصول خدشه ناپذیر انقلاب اسلامی دانست و از همه درخواست کرد تا به دستورات رهبری عمل کنند .  

وی در بخشی از سخنان خویش می گوید: «ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حرکت کنیم و هر چه ایشان گفت، گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولیّ نخواند، بدانید که نقص از ماست… اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام، غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه ای است، در خط آمریکاست. من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده ام که کوچک ترین قدمی را علیه رهبری و حتی برخلاف میل رهبری برندارم . »  

ایشان در آخرین عبارات وصیت نامة خویش نیز، خطاب به فرزندان خود می نویسد:« به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند؛ که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می خواهند. هرگز گرفتار تحلیل های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است . »

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سایت حوزه

 

آیه ها و نکته ها

« وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ؛1 و نیکی با بدی یکسان نیست؛ (بدی دیگران را) با شیوة بهتر ( که نیکی است) دفع کن، که این هنگام، آن کس که میان تو و او دشمنی است، همچون دوست، گرم می شود (و عداوتش نسبت به تو تمام می شود . ) » 

مخالفان به چند دسته تقسیم می شوند؛ که باید با هر کدام به نحوی عمل کرد :  

این آیه، دستور محبت و برخورد احسن می دهد. در آیات دیگر نیز در این باره آمده است :

1 ـ و هنگامی که نادانان، ایشان را (به سخنی ناروا) مخاطب سازند، سخنی مسالمت آمیز یا سلام گویند: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا».2

 2 ـ و چون بر عمل بیهوده و ناپسند بگذرند، با بزرگواری بگذرند. «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا».3

گاهی مخالفت افراد بر اساس شک و تردید است که باید با آنان از طریق استدلال و بر طرف کردن شبهات برخورد کرد :

ـ شک در مورد خداوند: «أَفِی اللهِ شَکْ…».4  

 ـ شک و تردید در مورد قیامت و رستاخیز: «إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ».5

ـ تردید در مورد نزول وحی و کتب آسمانی بر پیامبر: «وَإِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا».6

 

گاهی نیز مخالفت بر اساس حسادت است که باید با اغماض برخورد کرد :

ـ برادران یوسف(علیه السلام )، اعتراف به حسادت و خطای خود کردند؛ که با گذشت حضرت یوسف ( علیه السلام )  روبرو شدند: «وَإِن کُنَّا لَخَاطِئِینَ… لاَ تَثْرَیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ».7

ـ هابیل، در مقابل حسادت برادرش، قابیل گفت: «لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لَأَقْتُلَکَ؛ اگر قصد کشتن من را داری، من (هرگز) دست به کشتن تو نمی زنم».8

ـ گاهی مخالفت به خاطر حفظ موقعیت، رفاه و کامیابی های مادی است. در این موارد، اتمام حجّت کافی است. آیات شامل«  ذَرْهُم؛ 9 آنان را به حال خود واگذار» و «أعْرِضْ عنهُم؛10 از آنان روی گردان و دوری کن » به چنین مخالفت هایی اشاره دارند .

گاهی مخالفت، در قالب کارشکنی، هجو و تضعیف ایمان مردم است؛ که برخورد با این گروه را آیات ذیل در قالب برخورد شدید با آنان، قطع رابطه، دستگیری و گاهی اعدام مشخص می کند  :

ـ « وَاغْلُظ عَلَیهِم؛11 با سختی و شدت با کفار برخورد کن » 

ـ « إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللهِ یُکَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ؛12 و چون بشنوید که به آیات خدا کفر می ورزند و آنان را به مسخره می گیرند، نباید با آنان بنشینید تا به گفتاری دیگر بپردازند . »

ـ « لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی أَوْلِیَاء ؛13 یهود و نصاری را دوست و سرپرست خود نسازید . »   

 

گاهی دشمنی مخالفان با دست بردن به اسلحه و مبارزه مسلّحانه است؛ که در این موارد، قرآن می فرماید : « فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ…؛14 همان گونه که آنان بر شما تعدّی کردند، باید با آنان مقابله به مثل کنید » .

بعضی در تفسیر آیه: «وَجَزَاء سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِّثْلُهَا»15 گفته اند: مراد این است که اگر بدی کسی را با بدی پاسخ دادی، شما هم مثل او هستی؛ چنانکه در آیه 43 همان سوره می فرماید: « وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛16 و کسی که تحمل بدی مردم را داشته باشد و از آنان بگذرد، این از تصمیمات شایسته است . »

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سوره فصلت/34.1

سوره فرقان/63.2

سوره فرقان/72.3

سوره ابراهیم/10.4

سوره حج/5.5

سوره بقره/23.6

سوره یوسف/91-92.7

سوره مائده/8.8

سوره انعام، 91؛ حجر/3.9

سوره مائده/ 42؛ نساء/63،81.10

سوره توبه/73.11

سوره نساء/140.12

سوره مائده/51.13

سوره بقره/ 194.14

سوره شوری/40.15

سوره شوری/42.16

 سايت تبيان

 

آخرین سفارش

سلام بر شهیدان؛ آنان که در قهقهه مستانه و شادی وصولشان، نزد خداوند روزی می خورند؛ سبکبالانی که ترکش های داغ و بُرّان، پَر پروازشان بود و بهانه ای برای آسمانی شدنشان؛ شهیدانی که در قطعه ای از زمان، درس معرفت و محبت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را به تمام زمانیان دادند و با انتظار سبز خود، کهکشانی از زیبایی ها را خلق کردند تا راه را به ما نشان دهند. جان برکفانی که آن قدر در درگاه الهی خواستنی شدند که خداوند متعال، مشتاق دیدارشان شد و مصداق بارز آیه «ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً»1 گشتند .  

یکی از زیبایی های مشهود زندگی شهدای عزیزمان، عشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )، بود و در این ادعای عاشقی، ثابت قدم بودند . در کمتر، وصیت نامه ای از شهیدمان است که نامی از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ، به چشم نخورد. آنها این عشق پاک خود را نسبت به وجود مقدس حضرتش، با بیانات مختلفی به منتظران واقعی نشان داده اند. در ذیل به برخی از آخرین سفارشات آنان اشاره می شود .  

شهید حسین محمدی مبارک آبادی: دعا کنید خداوند فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )، را نزدیک کند. ای کاش خدا به من بیشتر جان می داد تا نثار راه انقلاب مهدی(عجل الله تعالی ) و نائبش کنم .

شهید حسین جعفری: از برادران، تقاضا دارم که نماز جماعت را فراموش نکنند. در آخر نماز، هم امام را دعا کنند و هم برای فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )، دعا کنند .

شهید عباس غفاری فردویی: مردم خوب و حزب الله، هیچ گاه خدا را از یاد نبرید و در هر نمازی، امام عزیز را دعا کنید و تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف )، را از خدا طلب کنید .

شهید حسین پور امینی: آخرین سفارشم به شما این است که مبادا توقع [زیادی] از جمهوری اسلامی ایران داشته باشید؛ بلکه باید توقع خود را پایین بیاورید. از کمبودها نهراسید و نگران نباشید. البته این یاری امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ چون صاحب اصلی این مملکت و این کشور، اوست. پس مبادا با توقعات خود، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ناراحت کنید .

شهید حسن غفوری: از برادرانم تقاضا دارم نگذارند اسلحه دین، زمین بماند و تا ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نهضت را ادامه دهند .

شهید محمد قاسم برزگر فتحی: از خدا بخواهید که ظهور آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، را نزدیکتر بگرداند تا اسلام به دست مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در تمام جهان پیاده شود .

شهید عبدالرضا کمالی: شما ای ملت عزیز، سعی کنید توشه ای برای آخرت

جمع کنید . سعی کنید همیشه دوستدار اهل بیت باشید و همچنین دعای فرج آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را همیشه بخوانید تا ظهور امام زمان(عجل الله ـ ـ تعالي فر جه الشريف )، نزدیک تر گردد .  

شهید سعید شهری: به برادران عزیز و دانش آموز توصیه می کنم با سعی و تلاش خویش، سنگر مدرسه را حفظ کرده و درس بخوانید تا توانسته باشید از بند وابسته بودن به شرق و غرب نجات یابید، دین خدا را گسترش دهید و زمینه را برای ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، آماده سازید .

شهید محمود دانشیار: برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) ، با گریه و اشک دعا کنید تا بیاید و به این ظلم ها پایان دهد و حکومت عدل الهی را به امید خدا در تمام جهان گسترده کند .

تفسیر سوره مبارکه کوثر

سوره ای کوتاه و در عین حال ، بسیار بلند است . این سوره شریفه بر دو اصل اساسی درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تأکید می کند و مانند آبی خنک ، آتش تبلیغات شوم بدخواهان آن حضرت را خاموش می سازد .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بخوان این سوره را به نام خدای رحمتگر مهربان


إنا أعطینک الکوثر ( 1  ) فصل لربک و انحر  (2)  إن شانئک هو الا بتر (3)

 ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم اکنون که چنین است براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن  مسلماً دشمن تو ابتر است.

ـ  اصل اول ، اعطای کوثر به آن حضرت است . آری ، کوثر مایه جریان یافتن و ادامه داشتن است ، نه فرزند پسر . ای بسا پسری که کوثر نباشد و به عنوان وارثی خلف ، راه پدر را ادامه ندهد ، اما کوثر ، خیر کثیر جاری است و هرگز منقطع می گردد . این نعمتی بزرگ است که شکرانه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آله و سلم را طلب می کند .

ـ اصل دوم ، تأکید بر ابتر بودن دشمنان بدخواه آن پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و آله و سلم است . آری آنان خودشان ابتر و بی دوام هستند ، حتی اگر پسر هم داشته باشند و نسلشان چند صباحی ادامه یابد ، راهشان ، نامشان و یادشان هرگز جریان نخواهد یافت و به زباله دان تاریخ سپرده خواهد شد .

این سوره مبارکه با تأکید بر این دو اصل مهم ، برای همیشه هر پندار خامی نسبت به انقطاع نسل رسول الله صلی الله علیه و آله و آله و سلم و دوام دشمنی با آن حضرت را باطل می سازد .  

جهت هدایتی سوره کوثر:

جاودانگی پیامبر صلی الله علیه و آله و آله و سلم در پرتو اعطای کوثر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و آله و سلم جاودان است ، چون خدایش به او کوثر داده و دشمن بدخواه او خود ابتر و ناپایدار است .  

سالنامه آفاق